با صدای زنگ گوشییم از خواب بیدار می شم، چشام رو می مالم و به ساعت نیگا می کنم. خدایا ساعت 3 نصفه شبه!

بچه ها باز شوخیشون گرفته. صدامو صاف می کنم و می گم: بله!

می گه: می یای یه روز بچه ها رو جمع کنیم بریم پینت بال

می گم: رضا؟؟!! خوبی؟

- نه!

- محبوبه هنوز نیومده؟

- نه

- خوب من باهاش حرف می زنم.

- خواب بودی؟

- آره اما الان دیگه نه

- ببخش بیدارت کردم بگیر بخواب

و قطع می کنه

پس  پینت بال چی شد؟