اگه از نیگا کردن به یه تابلوی نقاشی لذت می برید بخونیدش

دختری با گوشواره مروارید

تریسی شوالیه با تصویر گریش تو این کتاب به راحتی می تونه تابلوهای نقاشی رو برامون مجسم کنه طوری که با خوندنش به راحتی می تونید جای پدر نابینای گری یت قرار بگیری و با توصیف های گری یت از تابلو اون رو کاملاً مجسم کنی و ببینی.

می تونی تو سرمای دلفت و کوچه پس کوچه های خلوتش قدم بزنی و نفس های اطرافت رو بشنوی و بخاری که از دهنت در میاد رو حس کنی. می تونی همراه نقاشش یه صحنه رو بچینی و تا پایان تابلوش اون رو همراهی کنی و با تمام جزئیاتش وارد تابلو بشی.

می تونی نور و گرمای افتاب رو رو صورتت حس کنی و....

بخونیدش و از آرامشش لذت ببرید.

فقط مواظب باشید وقتی دارید تو بازاراش قدم می زنید پاهاتون گلی نشه.

فیلمش رو خیلی قبلترها  با کارگردانی پیتر وبر و با بازی اسکارلت جوهانسون دیدم. اما کتاب همیشه یه چیز دیگه است.

ما هنوز مشعل دار المپیکیم!(یکی این مشعل را بگیرد از ایلام1)

ایلام؟! ایلام دیگه کجاس؟

نمی دونم باید چی بگم! عروس زاگرس، جنگل های بلوط، شهر قلعه ها و آتشکده ها، تنگه ی بهرام چوبین، شهر تاریخی ماداکتو، طاق شیرین و فرهاد و ...

نه تو ذهنم یه چیز دیگه ست چیزی که این روزا_ قبل ترش هم_ بیشتر ایلام رو شناسونده!

شاید باید بگم که ما تو کله ی تباه شده ی یه گاو زندگی می کنیم، تو حفره ی رنگ و رو رفته ی یه سیاه چال...2

ایلام، شهری که چند ساله آمار خود کشیش هنوز صدر جدول جهانه و اصلا هم نمی خواد کوتاه بیاد و روز به روز هم این رقم اوج می گیره تا جایی که به چهار نفر در روز می رسه!!!!!!!!

نمی دونم علتش چیه؟ افسردگی، محرومیت، توسعه نیافتگی، مشکلات روحی و روانی بجا مونده از جنگ، بی سوادی، بیکاری، فقر، بی توجهی دولت یا هزار تا کوفت و زهر ماردیگه .

اما هر چی هست بدجوری داره داغون میکنه. کاش حداقل یه نفر می شنید و ...

                         با آنکه برای شعله هایش حد نیست

                         از حال بلوط اگر بپرسی بد نیست

                         می سوزد و می سوزد و ... نه! می رقصد

                         این سوختگی هنوز صد درصد نیست3

1و 3 شعر از جلیل صفربیگی

2 از داستانی از حسین شکر بیگی