سال جدید

مواظب خوبی هاتون باشید.

دخترانگی

یه وقتایی دخترانگی هات به کمکت میان. منظورم از دخترانگی چیزای کوچکیه که گاهی لبخند به لبت میاره. وقتایی که دلت یه کوچولو گرفته دست کردن یه انگشتر رنگی میتونه اینکار رو برات بکنه، یه کیلیپس کوچک که به موهات میزنی یا هر چیز کوچک دیگه یی که بتونه لبخند رو به لبت بیاره و بتونی خودتو باش گول بزنی و فراموش کنی.

یه روزایی  روشن کردن شمع هام و نگاه کردن به صدف ها و گوش ماهی هام یا حتی لاک زدن.

اما یه وقتایی جواب نمیده روزایی که اوضاع یه کوچولو وخیم تر از این حرفاس. بر می گردم به مامان میگم نمی شد زیاد بچه میاوردی که هر چند تاشون نبودن باز کسایی می موندن که...! جواب میده من زیاد نیاوردم تو زیاد بیار!! یاد بیتا میافتم که وقتی بچه ی احمد رو دید به عمه گیر داد که تا فردا بت وقت میدم بری برام ازینا بیاری ، عمه گفت از کجا بیارم برات؟ برگشته میگه چه میدونم از همون جایی که منو خریدی بخر!

شال و کلاه می کنم و پیاده میزنم بیرون از خونه. همون مسیرهمیشگی مسیر سبز 1رو انتخاب می کنم. به جواب اون سئوالی فکر می کنم که همیشه اینجا که می رسیم از هم می پرسیم. طی کردن این مسیر رو فقط با تو دوست دارم شاید دلیلش این باشه که مجبور به حرف زدن با هم نیستیم. میشینم رو نیمکت و تکدانه ی البالومو میخورم و به بچه هایی که دارن برف بازی میکنن و پیرمردهایی که دارن دومینو بازی میکنن نگاه میکنم بعدشم خودمو تو همون گل فروشی همیشگی پیدا می کنم که دارم دونه دونه گلها رو بو میکنم و...

با یه گلدون تو دستم که میام بیرون به بابا فکر می کنم که میگه دیگه جا نداریم اینو کجا میخوای بذاری و لبخند میزنم و گول می خورم و فراموش میکنم!

1.مسیر سبز مسیریه که انتخاب همیشگی منو ماهی برای پیاده رویی هامونه و این اسمم خودمون روش گذاشتیم.

خواب و رویا

در مورد خواب هاش همیشه با من حرف میزنه. خواب هاش رو برام بازی میکنه. بعضی وقتا مو به تنم سیخ میشه! بس که خوب اجرا میکنه. بش میگم: الحق تئاتری هستی میخنده و باز ادامه میده که: خواب میبینم تو یه صفحه ی شطرنجم. مهره ها خیلی بزرگن، خیلی. یه ستون های خیلی خیلی خیلی بلند هم هستن که بعضی هاشون یه جاهایی آوار شدن و من یه آدم کوچیک! خیلی خیلی کوچیک.- باید باشه و براتون تعریف که نه بازی کنه و شما ساکت مثل یه تماشاگر- آب دهنشو قورت میده و میگه بعدش زیر پام فرو میره و من هی پایین و پایین تر میرم. می افتم تو یه تونل عمیق و از یه خونه ی دیگه میام بیرون. پرت میشم. روی فواره هایی از ژله! خواب هاش موزیک دارن. موزیک هاشون رو هم اجرا میکنه. برعکس خواب های من که صامت ان. در مورد رنگ ها و صداها و ... با هم حرف میزنیم. بهش میگم ستاره من خیلی کم خواب میبینم صداهارو هم فراموش میکنم یه وقتایی انگار از دست یه نفری که نمی دونم کیه و نمی دونم چرا فرار می کنم. انگار تو خیابونای خیس و بارون زده ی انگلیسم. تاریک و خلوت و قدیمی. بعضی وقتا جرائت میکنم و پشت سرمو نگاه میکنم و باز فرار. نفسم می گیره بس که فرار میکنم. یه وقتایی می رسم به خونه یی که بچگیامو اونجا بودم و نمی دونم اونجا چیکار میکنه و تلفیق میشه با پشت بوم خونه ی بابا بزرگ و باز فرار و گشتن دنبال یه جایی برای مخفی شدن و... اینا رو که بهش می گم میگه که همیشه یه زنه بوده که دنبالم می کرده یه بار تو فرار کردنام تصمیم گرفتم که دیگه فرار نکنم با خودم فکر کردم که خوب فوقش اینه که بکشتت وایسا و بزنش. وایسادمو و زدمش! دیگه دنبالم نکرد. یاد خواب ها و کابوس های سریالی ماهی می افتم که با داد و بیداداش منو بیدار می کرد. برعکس من  که تو خواب هام لال میشم، داد میزنم اما صدام در نمیاد. اینو به ماهی که گفته بودم گفت منم اولش این شکلی بودم اما بعدش یاد گرفتم داد بزنم. یه جاهایی هم دارم خواب میبینم بعد کم کم خوابم از من دور میشه مثل چیزی که از بغلت  بکشن بیرون، چشام تار میشه تا وقتی که دیگه نمی بینم همین موقع است که از خواب بیدار میشم.

با یه سری از بچه ها میخوایم تفسیر خواب فروید رو با هم بخونیم. اولین جلسه رو با یه مقاله از فروید شروع می کنیم.

عنوان مقاله: رئوس نظریه روانکاوی

نوشته زیگموند فروید

ترجمه ی حسین پاینده


کتاب: تفسیر خواب

زیگموند فروید

ترجمه ی شیوا رویگران

نشر مرکز

این کتابی که دست منه چاپ ششمه و قیمتش 11800 تومنه