فقط خواستم بگم...
- چه خوب شد گوشی رو برداشتی! فکر کردم مثل همیشه تلفن هیچ کس رو جواب نمیدی.
- بله مامان؟
- خواب که نبودی؟
- نه
- خب من دارم با مهمون بر میگردم یه دستی به سروروی خونه بکش!!
- باشه
- خداحافظ
یه نگاهی به دور و بر میندازم، فقط یه جارو می خواد. واااای جارو برقی که خرابه!! کفرم در میاد.
با هر مصیبتی شده تموم خونه رو تمیز میکنم، مهمونا که می رسن از کت و کول افتادم.
فقط خواستم بگم زن هم زنای قدیم!!!
+ نوشته شده در شنبه دوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 19:30 توسط هما
|
آلبن می پرسد: راستی ژه، میدانی جهنم چیست؟ آیا چنین جایی واقعا وجود دارد؟ او امروز شوخی اش گرفته. او فلسفه بافی می کند. هیچ چیز سبک سرانه تر از فلسفه نیست.